close
تبلیغات در اینترنت
برفستان ؛ برنامه هفتگی؛ جمعه

برفستان

http://www.barfestan.ir/

برفستان ؛ برنامه هفتگی؛ جمعه

برنامه جمعه برفستان شامل دو بخش متن و نوشتار، شامل: عارفانه، مناجات و دمی با شاعران(فریدون مشیری) است، و همچنین یک کلیپ متنوع دکلمه،انگیزشی، آموزشی، دانستنی و.....

برنامه جمعه برفستان شامل دو بخش متن و نوشتار، شامل: عارفانه، مناجات و دمی با شاعران(فریدون مشیری) است، و همچنین یک کلیپ متنوع دکلمه،انگیزشی، آموزشی، دانستنی و.....

جدید ترین مطالب برفستان

Last posts

آخرین ارسالی های انجمن

last answers on forum
  1. رباعیات سعدی

    42 مشاهده 18 پاسخ sahar
  2. دن کیشوت اثر سروانتس (اسپانیا)

    36 مشاهده 0 پاسخ sahar
  3. داستان دو شهر اثر چالز دیکنز

    35 مشاهده 0 پاسخ sahar
  4. غرور و تعصب اثر جین آستین (انگلیس)

    38 مشاهده 0 پاسخ sahar
  5. ارباب حلقه ها اثر جی آر آر تالکین

    34 مشاهده 0 پاسخ sahar
برفستان؛دمی با شاعران(شاعران معاصر)قسمت پانزدهم؛نیما یوشیج
خلاصه مطلب :

_برفستان_نیما یوشیج(۲)


می‌تراود مهتاب


می‌تراود مهتاب

می‌درخشد شبتاب

نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک

غم این خفته‌ی چند

خواب در چشم ترم می‌شکند


 

نگران با من استاده سحر

صبح می‌خواهد از من

کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را بلکه خبر

در جگر خاری لیکن

از ره این سفرم می‌شکند


 

نازک‌آرای تن ساق گلی

که به جانش کشتم

و به جان دادمش آب

ای دریغا به برم می‌شکند


 

دست‌ها می‌سایم

تا دری بگشایم

به عبث می‌پایم

که به در کس آید


در و دیوار به هم ریخته‌شان

بر سرم می‌شکند


 

می‌تراود مهتاب

می‌درخشد شبتاب

مانده پای‌آبله از راه دراز

بر دم دهکده مردی تنها

کوله‌بارش بر دوش

دست او بر در، می‌گوید با خود:


غم این خفته‌ی چند

خواب در چشم ترم می‌شکند


***

توضیحات / بیشتر کد : 230
برفستان؛عارفانه، مناجات؛قسمت پانزدهم
خلاصه مطلب :

_برفستان_عارفان


خدایا...

زیباترین صدا

صدای آوای دلنشین

تودرقلب ماست

که بر زندگیمان جاریست

حضورت راهمیشه سرلوحه 

قلب ماقرار ده


💓❄❄❄💓❄❄❄💓


الهی 

حاجت بسیار دارم 

و بر همه چیز توانایی 

آنچه میخواهم میتوانی که 

به این بنده برسانی 

و از شر ظالمان مرا برهانی 

ای رحمت تو دستگیر ما 

و ای کرم تو عذر پذیر ما، 

ای دانندهٔ هر حالی 

و شنوندهٔ هر شکوایی، 

ای مجیب هر خواننده 

و ای قریب هر داننده


خواجه عبدالله انصاری


💓❄❄❄💓❄❄❄💓



توضیحات / بیشتر کد : 229
برفستان؛دمی با شاعران(شاعران معاصر)قسمت چهاردهم؛نیما یوشیج
خلاصه مطلب :

_برفستان_نیما یوشیج(۱)


علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج (زادهٔ ۲۱ آبان ۱۲۷۶ – درگذشتهٔ ۱۳ دی ۱۳۳۸) شاعر معاصر ایرانی.

وی بنیان‌گذار شعر نوین و ملقب به پدر شعر نو فارسی است.

نیما یوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه، که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خودِ نیما بر هنر خویش نهاده‌بود.

تمام جریان‌های اصلی شعر معاصر فارسی وامدار این انقلاب و تحولی هستند که نیما نوآور آن بود. بسیاری از شاعران و منتقدان معاصر، اشعار نیما را نمادین می‌دانند و او را هم‌پایهٔ شاعران سمبولیست بنام جهان می‌دانند. همچنین اشعاری به زبان مازندرانی دارد که با نام «روجا» چاپ شده‌است.

همچنان او با بهره‌گیری از عناصر طبیعی با بیانی رمزگونه به ترسیم سیمای جامعه پرداخته‌است.

این شاعر بزرگ، درحالی‌که به علت سرمای شدید یوش، به ذات‌الریه مبتلا شده بود، برای معالجه به تهران آمد؛ معالجات تأثیری نداشت و در ۱۳ دی ۱۳۳۸ درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد. سپس در سال ۱۳۷۲ خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانه‌اش در یوش منتقل کردند. آرامگاه او در کنار آرامگاه خواهرش، بهجت‌الزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و آرامگاه سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفته‌است.


توضیحات / بیشتر کد : 216
برفستان؛عارفانه، مناجات؛قسمت چهاردهم
خلاصه مطلب :

_برفستان_عارفان


الهی تکیه بر لطف تو کردم 

 بجز لطفت ندارم تکیه گاهی


دل سرگشته ام را راهنما باش

 که دل بی رهنما افتد به چاهی


💓❄❄❄💓❄❄❄💓


خدایا.....


 تو رهایم نکن ! 

تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم !

 تو را بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم !


تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم بازگشتم ! 

تو را گرم دیدم و سردترین لحظه ها به سراغت آمدم ! 

تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی ؟؟! 


نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی میان این دو گم شدم و هم خود را و هم تو را آزار میدهم شاید نتوانستم آنی باشم که تو خواستی اما هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی.


گاهی حجم دنیاي درونم از وجودت تهی میشود،

آنوقت من می مانم و تنهایی و ترسهایم ، دردها , امیدهایم یك آرزوي دور از دسترس ، 

تنها نور وجود توست كه دلم را آرام نگاه میدارد ، آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی

“هیچ” یعنی “پوچ” !


 پس نورت را هرروز به دلم بتابان و دستم را رها نکن.


💓❄❄❄💓❄❄❄💓



توضیحات / بیشتر کد : 215
برفستان؛دمی با شاعران(فریدون مشیری)قسمت سیزدهم
خلاصه مطلب :

_برفستان_فریدون مشیری


یاد من باشد فردا دم صبح

جور دیگر باشم

بد نگویم به هوا، آب ، زمین

مهربان باشم، با مردم شهر

و فراموش کنم، هر چه گذشت

خانه ی دل، بتکانم ازغم

و به دستمالی از جنس گذشت ،

بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل

مشت را باز کنم، تا که دستی گردد

و به لبخندی خوش

دست در دست زمان بگذارم


یاد من باشد فردا دم صبح

به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم

و به انگشت نخی خواهم بست

تا فراموش، نگردد فردا

زندگی شیرین است، زندگی باید کرد

گرچه دیر است ولی

کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید

به سلامت ز سفر برگردد

بذر امید بکارم، در دل

لحظه را در یابم

من به بازار محبت بروم فردا صبح

مهربانی خودم، عرضه کنم

یک بغل عشق از آنجا بخرم


یاد من باشد فردا حتما

به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم

بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در

چشم بر کوچه بدوزم با شوق

تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود

و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست


یاد من باشد فردا حتما

باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست

و بدانم که اگر دیر کنم ،مهلتی نیست مرا

و بدانم که شبی خواهم رفت

و شبی هست، که نیست، پس از آن فردایی


یاد من باشد

باز اگر فردا، غفلت کردم

آخرین لحظه ی از فردا شب ،

من به خود باز بگویم

این را

مهربان باشم با مردم شهر

و فراموش کنم هر چه گذشت......ـ


توضیحات / بیشتر کد : 202