برفستان 917727

برفستان؛حکایات جالب و خواندنی؛قسمت هفتم؛شیخ بهایی

برفستان,حکایات,شیخ بهایی,کشکول,

ﺩﺭ ﺍﺣﻴﺎﺀ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ: ﻋﺎﺭﻓﻰ ﺷﺒﻠﻰ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﻳﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﻛﻪ: ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻛﺮﺩ؟ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎ ﻣﻦ ﺳﺘﻴﺰﻩ ﻛﺮﺩ؛ ﺗﺎ ﻧﻮﻣﻴﺪ ﺷﺪﻡ. ﭘﺲ ﭼﻮﻥ ﻧﻮﻣﻴﺪﻳﻢ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ، ﻣﺮﺍ......

برفستان؛حکایات جالب و خواندنی؛قسمت هفتم؛شیخ بهایی

برفستان 917727

برفستان؛حکایات جالب و خواندنی؛قسمت هفتم؛شیخ بهایی دانلود کاور با اندازه اصلی
کد 107

برفستان؛حکایات جالب و خواندنی؛قسمت هفتم؛شیخ بهایی

خلاصه داستان :

ﺩﺭ ﺍﺣﻴﺎﺀ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ: ﻋﺎﺭﻓﻰ ﺷﺒﻠﻰ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﻳﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﻛﻪ: ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻛﺮﺩ؟ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎ ﻣﻦ ﺳﺘﻴﺰﻩ ﻛﺮﺩ؛ ﺗﺎ ﻧﻮﻣﻴﺪ ﺷﺪﻡ. ﭘﺲ ﭼﻮﻥ ﻧﻮﻣﻴﺪﻳﻢ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ، ﻣﺮﺍ...... ادامه متن

_برفستان_شیخ بهایی

 

روزی مردی با عیالش مشغول غذا خوردن بود ودر میان سینی ایشان مرغ بریان شده اي قرار داشت.

در آن حال ،سائلی به در منزل امد وآنها وی را مایوس کردند. اتفاق افتاد که آن مرد فقیر شد وزنش را طلاق داد،وآن زن شوهر دیگری اختیار کرد.

روزی شوهر با او غذا می‌خورد ومرغ بریانی نزد ایشان بود که ناگاه سائلی به در منزل آمد. ان مرد به عیالش گفت:این مرغ را به این سائل بده .آن زن چون مرغ را نزد سائل برد. دید شوهر اولش هست؛مرغ را به او داد وگریان برگشت.

شوهر از سبب گریه اش سوال کرد ؛گفت :سائل شوهر سابق من بود وقصه محروم نمودن آن سائل را نقل کرد.

شوهرش گفت :و الله آن سائلی که محرومش نمودید،من بودم!


کشکول شیخ بهایی,فال شیخ بهایی,شیخ بهایی

 

***







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

خرید اشتراک ویژه

- برخی از پست های سایت ویژه هستند؛ برای مشاهده این نوع پست ها نیاز به ارتقاء حساب کاربری خود دارید.
- برای خرید اشتراک ویژه حتما در سایت عضو شوید؛ سپس در فرم خرید اشتراک ویژه نام کاربری خود را وارد کنید تا اشتراک ویژه برای شما اعمال شود.

خرید اشتراک ویژه