برفستان 917727

برفستان؛دمی با شاعران(فریدون مشیری)قسمت دوم

برفستان,ادبیات,دمی با شاعران,فریدون مشیری,تشنه طوفان,

"فریدون مشیری" شاعر دلاویزترین شعر جهان...... دیگر به روزگار نمی‌ بینم، آن عشق ‌ها که تاب و توان سوزد، در سینه ‌ها ز عشق نمی ‌جوشد، آن شعله‌ها که خرمن جان سوزد

برفستان؛دمی با شاعران(فریدون مشیری)قسمت دوم

برفستان 917727

برفستان؛دمی با شاعران(فریدون مشیری)قسمت دوم دانلود کاور با اندازه اصلی
خلاصه داستان :

"فریدون مشیری" شاعر دلاویزترین شعر جهان...... دیگر به روزگار نمی‌ بینم، آن عشق ‌ها که تاب و توان سوزد، در سینه ‌ها ز عشق نمی ‌جوشد، آن شعله‌ها که خرمن جان سوزد ادامه متن

"فریدون مشیری" شاعر دلاویزترین شعر جهان

 

فریدون مشیری سرودن شعر را از پانزده سالگی آغاز کرد. پدر و مادرش هر دو اهل کتاب و مطالعه بودند و مادرش گاهی شعر هم می گفت.

قالب اشعارش در آن زمان غزل بود. غزل هایی عاشقانه و به قول خودش از آن  اشعار، دیوانکی درست کرده بود.

به ابیاتی از غزلی که که در شانزده سالگی گفته بود توجه کنید :

بیا که تیر نگاهت هنوز در پر ماست

گواه ما پر خونین و دیده تر ماست

 

دلی که رام محبت نمی شود دل تست

سری که در ره مهر و وفا رود سر ماست

 

به پادشاهی عالم نظر نیندازیم

گدای درگه عشقیم و عشق افسر ماست

انگيزه سرودن اين شعر واقعه شهريور ۱۳۲۰ بوده است.

از اواخر دهه بیست شمسی رفته رفته اشعار فریدون مشیری در کنار شعرای بنام آن روز ایران در روزنامه ها به چاپ می رسید. پیشینه ی دوستی فریدون مشیری با شعرایی چون استاد محمد حسین شهریار، نادر نادر پور و هوشنگ ابتهاج نیز به همین سال ها بازمی گردد.

در سال ۱۳۳۲ مسئول صفحه ادبی مجله روشنفکر شد. در همین زمان بود که اشعارش در مجله ی سخن هم به چاپ می رسید. فریدون بعدها تایید و تشویق دکتر خانلری، مدیر مجله ی سخن و دکتر رحیم مصطفوی مدیر، مجله ی روشنفکر از عوامل موثر پیشرفت و موفقیت خود در کار شعر و ادبیات عنوان کرد.

او در ۱۳۳۴ نخستین دفتر شعرش را با نام "تشنه طوفان" در ۲۸ سالگی با مقدمه محمدحسین شهریار و علی دشتی منتشر کرد که نیمی از آن اشعار کلاسیک و نیم دیگر شعر نو بود.

اما شاید بتوان گفت که تفاوت عمده ی شعر نوی فریدون با دیگران در آن بود که قابل فهم برای همه بود. خود او دربارهٔ این مجموعه می گوید: «چهارپاره‌هایی بود که گاهی سه مصرع مساوی با یک قطعه کوتاه داشت، و هم وزن داشت، هم قافیه و هم معنا، آن زمان چندین نفر از جمله نادر نادرپور، هوشنگ ابتهاج (سایه) سیاوش کسرایی، مهدی اخوان ثالث و محمد زهری بودند که به همین سبک شعر می‌گفتند و همه شاعران نامدار شدند، زیرا به شعر گذشته بی‌اعتنا نبودند. اخوان ثالث، نادرپور و من به شعر قدیم احاطه کامل داشتیم، یعنی آثار سعدی و حافظ و فردوسی را خوانده بودیم، در مورد آن ها بحث می‌کردیم و بر آن تکیه می‌کردیم. »

معروفترین اثر فریدون مشیری شعر «کوچه » نام دارد که در اردیبهشت ۱۳۳۹در مجله "روشنفکر" چاپ شد. این شعر از زیباترین و عاشقانه ترین شعرهای نو زبان فارسی است.

با توجه به علاقه ای که فریدون مشیری به عرفان و تصوف ایرانی داشت، مجموعه ای از ۱۰۰ ماجرا منسوب به شیخ ابو سعید ابوالخیر را با عنوان « یکسو نگریستن و یکسان نگریستن » و با مقدمه ای به قلم دکتر جواد نوربخش در اوایل دهه ۱۳۴۰ منتشر کرد.

فریدون مشیری در سال ۱۳۳۵ دومین دفتر شعرش را با عنوان "گناه دریا" منتشر کرد که بازتاب زیادی در میان مردم داشت. اما این ایام دیری نپایید.

عبدالحمید آیتی نویسنده و نظریه پرداز انتقاد تندی از اشعار و سبک فریدون مشیری کرد که شاعر احساساتی را سخت دل آزرده ساخت و موجب شد که تا پنج سال هیچ اثری چاپ نکند.

پس از پنج سال در ۱۳۴۰  فریدون مشیری سومین دفتر شعرش را تحت عنوان "ابر" به چاپ رسانید.

شعر کوچه فریدون در این زمان شهرت باور نکردنی یافت و به زودی بر سر زبان ها افتاد. این دفتر به چاپ های بعدی نیز رسید و این شعر موجب شد که عنوان اثر به "ابر و کوچه" تغییر پیدا کند. پس از هفت سال که از چاپ موفقیت آمیز ابر و کوچه می گذشت مشیری در سال ۱۳۴۷ دفتر "بهار را باور کن" را به چاپ رساند و بعد کتاب های "مروارید مهر" در سال ۱۳۵۵ و "از خاموشی" را در سال ۱۳۵۷ را به چاپ رساند.

فریدون مشیری در سال های دهه پنجاه به عضویت شورای موسیقی و شعر رادیو در آمده بود و سرگرم کار در این در این حوزه بود.

او توجه خاصی به موسیقی ایرانی داشت و به همین دلیل عضویت شورای موسیقی و شعر رادیو را پذیرفته بود.  از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ در کنار افرادی چون هوشنگ ابتهاج، سیمین بهبهانی و عماد خراسانی سهمی بسزا در پیوند دادن شعر با موسیقی و غنی ساختن برنامه ی گل های تازه رادیو ایران آن سال ها داشت. 

فریدون مشیری در سال های بعد ازانقلاب اسلامی و به دلیل بازنشستگی و فراغت از مشاغل اداری و دولتی بیشتر به شعر و ادبیات پرداخت و توانست اثراتی بدیع و جاودان خلق کند. در ده سال آخر عمرش آن قدر پر کار شده بود که از مجموع دوازده دفتر چاپ شده از وی شش دفتر مربوط به ده سال آخر عمر پر بارش است که از آن جمله :

از دیار آشتی، آه باران، با پنج سخن سرا، لحظه ها و احساس، آواز آن پرنده غمگین و تا صبح تابناک اهورایی است....

*_برفستان_*







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

خرید اشتراک ویژه

- برخی از پست های سایت ویژه هستند؛ برای مشاهده این نوع پست ها نیاز به ارتقاء حساب کاربری خود دارید.
- برای خرید اشتراک ویژه حتما در سایت عضو شوید؛ سپس در فرم خرید اشتراک ویژه نام کاربری خود را وارد کنید تا اشتراک ویژه برای شما اعمال شود.

خرید اشتراک ویژه