درخواست ویراستاری درخواست ترجمه دانلود پادکست دانلود دکلمه
  • برفستان

    برفستان

  • دلنوشته های روزانه

    دلنوشته های روزانه

  • یک کتاب خوب بخوانیم

    یک کتاب خوب بخوانیم

  • انگیزشی، برفستان

    انگیزشی، برفستان

  • برفستان؛حکایات جالب و خواندنی(قسمت شانزدهم)

    برفستان؛حکایات جالب و خواندنی(قسمت شانزدهم)

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت

برفستان؛اتاق نقد ادبی(قسمت سیزدهم)عادت میکنیم،زویا پیرزاد

اتاق نقد ادبی_برفستان_


  • خلاصه داستان:

داستان زنی به نام آرزو را روایت می‌کند که ۴۱ ساله، مطلقه و دارای یک فرزند دختر است. داستان از جایی آغاز می‌شود که آرزو تصمیم می‌گیرد برای گذران زندگی و اعلام استقلال خود، آژانس مسکن پدرش را اداره کند. در ایران، این شغل بصورت معمول توسط مردان اجرا می‌شود؛ همین مسئله نمادی از سنت شکنی آرزو و به نوعی شنا کردن او در جهت مخالف آب است؛ و در خارج از شرکت، آرزو خودش را برای راحتی مادر و دخترش قربانی می‌کند، در حالیکه شخصیت‌های ظاهربین رمان خود را تنها با سرگرمی و خرید مشغول می‌کنند.

اولین حامی او در این شغل، شیرین دوست و همکار او در آژانس مسکن است. هر دو زن مستقل هستند و در عین حال، مشکوک به مردان، اما آرزو بعد از مدتی و علی رغم مخالفت مادر، دختر و دوستش، شیرین، گرفتار عشق یکی از کارکنانش می‌شود. درواقع آرزو نمادی از یک زن میانسال ایرانی است که در کشمکش میان سنت و مدرنیته قرار دارد. او پیش داوری‌ها برعلیه یک زن که در شغلی مردانه فعالیت دارد را خنثی می‌کند. اما ضعف او زمانی آشکار می‌شود که به “زرجو” دل می‌بندد و در دوراهی زرجو و ازدواج با او و یا مراقبت از دختر و مادرش به تنهایی، گرفتار می‌شود.









براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :
  • تاریخ ارسال : دوشنبه 01 بهمن 1397
  • بازدید : 134 مشاهده
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی