درخواست ویراستاری درخواست ترجمه دانلود پادکست دانلود دکلمه
  • برفستان

    برفستان

  • درها باز می شوند ...

    درها باز می شوند ...

  • پنجره

    پنجره

  • پاییز

    پاییز

  • جوان خزان دیده

    جوان خزان دیده

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت

برفستان؛اتاق نقد ادبی(قسمت سوم)انتری که لوطی اش مرده بود

*_برفستان_*نقد داستان انتری که لوطی اش مرده بود از صادق چوبک:

انتري كه لوطيش مرده بود داستان میمونی است به نام مخمل که يك روز صبح لوطي خويش را که لوطی جهان نام دارد، مرده مي­بيند و خويش را آزاد مي­يابد و شاد از اين آزادي نسبی در حاليكه هنوز زنجير در گردنش سنگيني مي­كند (زنجیر به معنای اینکه کسی واقعا در این دنیا آزاد نیست) در بيابان به دنبال مكانی براي آسايش و آرامش می­ گردد و در راه خويش به گل ه­ایی می­ رسد كه چوپان آن يك پسر بچه است كه مخمل حركات و حالات او را شبيه خود می­ بيند و اين چيزيست كه در مخمل ايجاد آرامش می کند (یک آرامش کذایی یک اشتباه از روی تشابه که خیلی از ما در زندگی دچارش شده­ایم) اما اين آرامش ديري نمی ­پايد. پسرك با چوبي كه در دست دارد به سر مخمل میكوبد و باعث مي­شود كه مخمل به او حمله كند و در حاليكه پسرك را به سختی مجروح كرده از آنجا می گريزد (نمادی از سو تفاهمات و اشتباهات و نزاع دیرینه بشر در اثر بد فهمیدن و بد فهمیده شدن) داستان این میمون، داستانی است كه تمام مسائل در آن وجود دارد همه­ آن چیزی که از توهم آزادی انسان در این دنیا دارد. قصه­ی مخمل پایان باز اما دردناکی دارد

 







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :
  • تاریخ ارسال : دوشنبه 21 آبان 1397
  • بازدید : 140 مشاهده
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی