برفستان

تو

برفستان,عاشقانه ها,دوستت دارم,باران,تو,

برفستان,عاشقانه ها,دوستت دارم,باران,تو,

تو

برفستان,عاشقانه ها,دوستت دارم,باران,تو,

تو

برفستان؛عاشقانه ها؛قسمت دهم

_برفستان_عاشقان


هر صبح چند دقیقه زودتر بیدار می‌شوم

و دوست داشتنت را

زودتر از روزهای قبل

شروع می‌کنم



لیلا کردبچه🌸


💕❄💕❄❄💕❄❄💕❄💕


هنگامی که خاطره‌ات را می‌بوسم در‌می‌یابم دیری‌ست که مُرده‌ام

چرا که لبانِ خود را از پیشانیِ خاطرهٔ تو سردتر می‌یابم

از پیشانیِ خاطرهٔ تو


ای یار!

ای شاخهٔ جدا ماندهٔ من!



احمد شاملو🌸


💕❄💕❄❄💕❄❄💕❄💕


نمی‌دانم آیا مادرش هم او را به اندازه‌ء من دوست داشت؟ 

آیا کسی می‌توانست بفهمد که دوست داشتنِ او چه لذتی دارد، و آدم را به چه ابدیتی نزدیک می‌کند؟ آدم پُر می‌شود، جوری‌که نخواهد به چیزی دیگر فکر کند. نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد، و هیچ‌گاه دچار تردید نشود...


عباس معروفی(سمفونی مردگان)🌸


💕❄💕❄❄💕❄❄💕❄💕



ادامه مطلب
برفستان؛عاشقانه ها؛ قسمت نهم

_برفستان_عاشقان

 

میشود عاشق بمانیم؟

میشود جا نزنیم؟

میشود دل بدهم

دل بدهی

دل نَکَنیم...؟

علی_سید_صالحی

 

💕🌸❄❄💕🌸❄❄💕🌸❄❄💕

 

کاش هنگام تماشای تو باران باشد

گریه ی حسرتم از چشم تو پنهان باشد

 

قسمتم بوسه به دست تو نباشد ای کاش

آنچه باید به لب من برسد جان باشد

 

هر سری حس نکند شانه ی معشوقش را

پبهتر این است مسیرش به بیابان باشد

 

با نگاهت دلم آوار شد و فهمیدم

عشق مهمان دلی است که ویران باشد

 

عشق یعنی که کبوتر قفسش باز شود

رفتنش مشکل و جان کندنش آسان باشد

 

کاش وقتی چمدان دست گرفتی بروی

آخرین خواسته ات قبل سفر جان باشد

علی_صفری

 

💕🌸❄❄💕🌸❄❄💕🌸❄❄💕

 

به تو که فکر میکنم،

آرام میگیرم

متخصص حالِ خوبِ منی جانم..

دیانا_موسیوند

 

💕🌸❄❄💕🌸❄❄💕🌸❄❄💕

ادامه مطلب
برفستان؛دمی با شاعران(صائب تبریزی)قسمت هشتم

_برفستان_صائب تبریزی

 

ای فکر تو نقشبند جانها

یک حلقه ذکرت آسمانها

 

در بحر تو کشتی خرد را

از لنگر صبر، بادبانها

 

شد هاله آفتاب تابان

از نام تو روزن دهان ها

 

صحرای طلب ز جستجویت

مسطر زده شد ز کاروان ها

 

از حسن یگانه تو گردید

چون غنچه یکی، دل و زبان ها

 

از لب به هوای پای بوست

دامن به میان شکسته جانها

 

چون فاخته، قدسیان گرفته

بر سرو بلندت آشیانها

 

کردند حلال، خون خود را

از شرم رخ تو گلستان ها

 

از رشک زمین ندارد آرام

در عهد خرامت آسمان ها

 

چون صبح، گشاده اند آغوش

از شوق خدنگت استخوان ها

 

سودای تو در قلمرو خاک

برقی است میان نیستان ها

 

شرم تو ز پاکدامنی ها

شد پرده خواب پاسبان ها

 

چون سیل، ز شوق قلزم تو

در رقص روانی اند جانها

 

شوق تو ز نقش پای رهرو

در راه فکنده کاروانها

 

در وادی بی نشانی تو

شد جاده، فلاخن نشان ها

 

از شرم نزاکت تو خوبان

باریک شدند چون میانها

 

چون سبزه ز جلوه بلندت

پامال شدند آسمان ها

 

از روی گشاده تو گردید

در بسته چو غنچه، گلستان ها

 

در خاک، چو نبض، بی قرارند

از شوق خدنگت استخوان ها

 

در گل به گلاب صلح کردند

در عهد رخ تو باغبان ها

 

از خلق معنبر تو گردید

پیراهن یوسف آسمان ها

 

زرین چو زبان شمع گردید

از حرف سخای تو زبان ها

 

در جلوه گه تو کوه طاقت

چون کاه شد از سبک عنان ها

 

چون وصف تو مومیاییی نیست

از بهر شکسته زبان ها

 

بد، خوب نگردد از ریاضت

خونریز ز چله شد کمان ها

 

داغ تو به بوالهوس نچسبد

ریزد ز تنور سرد، نان ها

 

کلک تو رسانده است صائب

در هر کف خاک، گلستان ها

 

 

********************

 


ادامه مطلب
برفستان؛عاشقانه ها؛قسمت هفتم

_برفستان_عاشقان

 

کلماتم را

در جوی سحر می‌شویم

لحظه‌هایم را

در روشنی باران‌ها

تا برای تو شعری بسرایم، روشن

تا که بی‌دغدغه بی‌ابهام

سخنانم را

در حضور باد

این سالک دشت و هامون

با تو بی‌پرده بگویم

که تو را

دوست می‌دارم تا مرز جنون

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

 

***

 

گفتی دوستت دارم

و من

به خیابان رفتم.

فضای اتاق برای پرواز کافی نبود.

گروس عبدالملکیان

 

***

 

برفستان؛عاشقانه ها

ادامه مطلب

خرید اشتراک ویژه

- برخی از پست های سایت ویژه هستند؛ برای مشاهده این نوع پست ها نیاز به ارتقاء حساب کاربری خود دارید.
- برای خرید اشتراک ویژه حتما در سایت عضو شوید؛ سپس در فرم خرید اشتراک ویژه نام کاربری خود را وارد کنید تا اشتراک ویژه برای شما اعمال شود.

مطالب سایت بر حسب

برفستان

چهارشنبه 02 آبان 1397

دلنوشته های روزانه

دوشنبه 04 فروردین 1399

یک کتاب خوب بخوانیم

جمعه 23 اسفند 1398

انگیزشی، برفستان

پنجشنبه 10 مرداد 1398
خرید اشتراک ویژه