close
تبلیغات در اینترنت
ملا

برفستان

http://www.barfestan.ir/

ملا

سلطان محمود رادر حالت گرسنگی بادمجان بورانی پیش آوردند ، خوشش آمد و گفت :بادمجان طعامی است خوشندیمی در مدح بادمجان فصلی پرداختچون سلطان محمود سیر شد ، گفت : بادمجان سخت مضر چیزی استندیم باز در مضرت بادمجانسخن پردازی کردسلطان گفت : ای مردک تا زمانی پيش كه مدحش میگفتیگفت: من ندیم توام نه بادمجانمرا چیزی می باید گفت که تو را خوش آید نه بادمجان را عبید_زاکانی***روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر…

سلطان محمود رادر حالت گرسنگی بادمجان بورانی پیش آوردند ، خوشش آمد و گفت :بادمجان طعامی است خوشندیمی در مدح بادمجان فصلی پرداختچون سلطان محمود سیر شد ، گفت : بادمجان سخت مضر چیزی استندیم باز در مضرت بادمجانسخن پردازی کردسلطان گفت : ای مردک تا زمانی پيش كه مدحش میگفتیگفت: من ندیم توام نه بادمجانمرا چیزی می باید گفت که تو را خوش آید نه بادمجان را عبید_زاکانی***روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر…

جدید ترین مطالب برفستان

Last posts

آخرین ارسالی های انجمن

last answers on forum
  1. رباعیات سعدی

    42 مشاهده 18 پاسخ sahar
  2. دن کیشوت اثر سروانتس (اسپانیا)

    36 مشاهده 0 پاسخ sahar
  3. داستان دو شهر اثر چالز دیکنز

    35 مشاهده 0 پاسخ sahar
  4. غرور و تعصب اثر جین آستین (انگلیس)

    39 مشاهده 0 پاسخ sahar
  5. ارباب حلقه ها اثر جی آر آر تالکین

    34 مشاهده 0 پاسخ sahar
برفستان؛حکایات جالب و خواندنی(قسمت پانزدهم)
خلاصه مطلب :

_برفستان_حکایت های ادبی



گربه ای از خانه شیخی  مرغی به دندان گرفت ، در حال فرار شنید که زن شیخ فغان سر داد و گفت:حاج آقا گربه مرغ را برد، 


شیخ با خونسردی گفت : ملالی نیست قران  را بیاور .


گربه باشنیدن این سخن بلافاصله مرغ را رها کرد و گریخت ، از او پرسیدند : تو را چه پیش آمد که مرغ را رها کردی ،


 گفت : شما این  ها را نمیشناسید اکنون یک آیه از قرآن پیدا میکند و فردا بالای منبر گوشت گربه را حلال اعلام میکند !


عبید_زاکانی



***


مردی زنی بگرفت 

به روز پنجم فرزندی بزاد!

مرد به بازار رفت و لوح و دواتی بخرید او را گفتند : این از بهر چه خریدی 

گفت طفلی را که پنج روزه زایند 

سه روزه مکتبی شود ...


عبید_زاکانی



***



شخصی نزد طبیب رفت و گفت موی ریشم درد می کند!

پرسید که چه خورده ای ؟

 گفت نان و یخ!


گفت برو بمیر که نه دردت به آدمی ماند و نه خوراکت!!


عبید_زاکانی



***




توضیحات / بیشتر کد : 223