برفستان 917727

نویسندگان

برفستان,آشنایی با مشاهیر ادبی,نویسندگان,صمد بهرنگی,

آثار:داستان ها:روی ماه خداوند را ببوس (رمان)چند روایت معتبر (مجموعه داستان)استخوان خوک و دست‌های جذامی (رمان)حکایت عشقی بی‌قاف، بی‌شین، بی‌نقطه (مجموعه داستان)عشق روی پیاده‌رو (مجموعه داستان)من دانای کل هستم (مجموعه داستان)من گنجشک نیستم (رمان)تهران در بعد از ظهر (مجموعه داستان)سه گزارش کوتاه دربارهٔ نوید و نگار (رمان)رساله ای دربارهٔ نادر فارابی (رمان)بهترین شکل ممکن (مجموعه داستان)تهران در بعدازظهر(مجموعه داستان)زیر نور کم (مجموعه داستان)عشق و چیزهای دیگر (داستان بلند)پرسه در حوالی زندگی (تصویر…

نویسندگان

آثار:داستان ها:روی ماه خداوند را ببوس (رمان)چند روایت معتبر (مجموعه داستان)استخوان خوک و دست‌های جذامی (رمان)حکایت عشقی بی‌قاف، بی‌شین، بی‌نقطه (مجموعه داستان)عشق روی پیاده‌رو (مجموعه داستان)من دانای کل هستم (مجموعه داستان)من گنجشک نیستم (رمان)تهران در بعد از ظهر (مجموعه داستان)سه گزارش کوتاه دربارهٔ نوید و نگار (رمان)رساله ای دربارهٔ نادر فارابی (رمان)بهترین شکل ممکن (مجموعه داستان)تهران در بعدازظهر(مجموعه داستان)زیر نور کم (مجموعه داستان)عشق و چیزهای دیگر (داستان بلند)پرسه در حوالی زندگی (تصویر…

نویسندگان

برفستان؛آشنایی با مشاهیر ادبی(بخش اول:نویسندگان)قسمت شانزدهم

_برفستان_مشاهیر ادبی


مصطفی مستور (زاده ۱۳۴۳ در اهواز) داستان‌نویس، پژوهشگر ومترجم ایرانی است.

مصطفی مستور در ۱۳۴۳ در اهواز به دنیا آمد. وی در سال ۱۳۶۷ در رشته مهندسی عمران از دانشگاه شهید چمران اهواز فارغ‌التحصیل شد و دوره کارشناسی ارشد را در رشته زبان و ادبیات فارسی در همان دانشگاه گذراند. وی هم‌اکنون ساکن تهران است. مصطفی مستور نخستین داستان خود را با عنوان دو چشمخانه خیس در سال ۱۳۶۹ نوشته و در همان سال در مجلهٔ کیان به چاپ رساند. وی نخستین کتاب خود را نیز در سال ۱۳۷۷ با عنوان عشق روی پیاده‌روشامل ۱۲ داستان کوتاه به چاپ رساند.



ادامه مطلب
برفستان؛آشنایی با مشاهیر ادبی(بخش اول:نویسندگان)قسمت پانزدهم

_برفستان_مشاهیر ادبی


بیژن نجدی (۱۳۲۰ در خاش - ۱۳۷۶)، شاعر و داستان‌نویس بود. 

او در ۲۴ آبان ۱۳۲۰ از پدر و مادر گیلانی در خاش زاهدان متولد شد. تحصیلات ابتدایی خود را در رشت گذراند. پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۳۹ وارد دانشسرای عالی تهران شد و در سال ۱۳۴۳ از همان دانشکده در رشته ریاضی فارغ‌التحصیل و با سمت دبیر در دبیرستانهای لاهیجان مشغول به تدریس شد. پدرش از افسران مبارزی بود که در قیام افسران خراسان نقش داشت و در مسیر رفتن به گنبد کاووس به دست تعدادی ژاندارم کشته شد. در سال ۱۳۴۹ با پروانه محسنی آزاد ازدواج کرد که حاصل این ازدواج یک دختر و یک پسر است. از سال ۱۳۴۵ فعالیت ادبی خود را آغازکرد.


ادامه مطلب
برفستان؛آشنایی با مشاهیر ادبی(بخش اول:نویسندگان)قسمت چهاردهم

_برفستان_مشاهیر ادبی


Fateme:

احمد اعطا با نام ادبی احمد محمود (۴۱۳۱۰-۱۳۸۱) نویسندهٔ معاصر ایرانی بود. در ۴ دی ۱۳۱۰ در شهر اهواز از پدر و مادری دزفولی الاصل به دنیا آمد و شاید به همین دلیل بیشتر خود را دزفولی می‌دانست.در برخی از آثارش چون همسایه‌ها و مدار صفر درجه واژه‌ها و جملاتی به گویش دزفولی به چشم می‌خورد و نیز شخصیت «نعمت» در داستان «غریبه‌ها و پسرک بومی» از کتابی به همین نام نیز از یکی از اهالی دزفول به نام نعمت علائی گرفته شده‌که حول‌وحوش سال ۱۳۲۳ در دزفول به دست افراد ناشناسی ترور می‌شود.

ادامه مطلب
برفستان؛آشنایی با مشاهیر ادبی(بخش اول:نویسندگان)قسمت سیزدهم

_برفستان_مشاهیر ادبی


زویا پیرزاد (زاده ۱۳۳۱ در آبادان)نویسنده ارمنی‌تبار اهل ایران:

نویسنده و داستان‌نویس معاصر در سال ۱۳۳۱ در آبادان به دنیا آمد. در همان‌جا به مدرسه رفت و درتهران ازدواج کرد و دو پسرش ساشا و شروین را به دنیا آورد. زویا پیرزاد ساکن آلمان است.

وی سال ۱۳۸۰ با رمان چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم جوایزی همچون بهترین رمان سال پکا، بهترین رمان سال بنیاد هوشنگ گلشیری، کتاب سال وزارت ارشاد جمهوری اسلامی و لوح تقدیر جایزه ادبی یلدا را به دست آورد و با مجموعه داستان کوتاه طعم گس خرمالو یکی از برندگان جشنواره بیست سال ادبیات داستانی در سال ۱۳۷۶ و جایزه «کوریه انترناسیونال» در سال ۲۰۰۹ شد. وی تمام آثارش را به فرانسوی ترجمه کرده‌است.

ادامه مطلب
برفستان؛آشنایی با مشاهیر ادبی(بخش اول:نویسندگان)قسمت یازدهم

_برفستان_نویسندگان


صمد بهرنگی(۱۳۱۸ تبریز -۱۳۴۷) 

او ارسباران، آموزگار، منتقد اجتماعی، داستان‌نویس، مترجم و پژوهش‌گر فولکلور آذربایجانی بود. کتاب ماهی سیاه کوچولوی بهرنگی مدت‌ها نقش بیانه غیررسمی سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران را بازی می‌کرد.

بهرنگی دربارهٔ خودش گفته‌است: قارچ زاده نشدم بی پدر و مادر، اما مثل قارچ نمو کردم، ولی نه مثل قارچ زود از پا درآمدم. هر جا نمی‌بود، به خود کشیدم، کسی نشد مرا آبیاری کند. من نمو کردم… مثل درخت سنجد کج و معوج و قانع به آب کم، و شدم معلم روستاهای آذربایجان. پدرم می‌گوید: اگر ایران را میان ایرانیان تقسیم کنید، از همین بیش‌تر نصیب تو نمی‌شود.


ادامه مطلب

خرید اشتراک ویژه

- برخی از پست های سایت ویژه هستند؛ برای مشاهده این نوع پست ها نیاز به ارتقاء حساب کاربری خود دارید.
- برای خرید اشتراک ویژه حتما در سایت عضو شوید؛ سپس در فرم خرید اشتراک ویژه نام کاربری خود را وارد کنید تا اشتراک ویژه برای شما اعمال شود.

مطالب سایت بر حسب

برفستان

چهارشنبه 02 آبان 1397

انگیزشی، برفستان

پنجشنبه 10 مرداد 1398
خرید اشتراک ویژه